تبليغاتX
بگذار و بگذر

DSCN2158.jpg

آمدي وَه كه چه

مشتاق و پريشان بودم
تا برفتي ز برم
صورت بي جان بودم
نه فراموشيم
از ذكر تو خاموشي بود
كه در انديشه
اوصاف تو حيران بودم
بي تو در دامن
گلزار نخفتم يك شب
كه نه در باديه ي
خارمغيلان بودم
زنده مي كرد مرا
دم به دم اميد وصال
ورنه دور از نظرت
كشته هجران بودم
به تولاي تو در
آتش محنت چو خليل
گوييا در چمن
لاله و ريحان بودم
تا مگر يك نفسم
بوي تو آرد دم صبح
همه شب منتظر
مرغ سحر خوان بودم
سعدي از جور فراقت
همه روز اين مي گفت
عهد بشكستي و من
بر سر پيمان بودم
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 18:27  توسط مهراور | 

<روی عکس کلیک کن>

Blumen - Blüten - Pflanzen - Insekten - Natur

پائیز را خوب وارد دل من کردی

خوب مهارتی در شکوندن دل داری

تعریفت را زیاد شنیدم

منم ازت ضربه های زیادی نوش جان کردم

چــــــــــــــــرا شو نمیدونم!!!!

شاید...

آیا؟ 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 21:4  توسط مهراور |