تبليغاتX
بگذار و بگذر

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ...

 خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ...

خيلي سخته که سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ...

خيلي سخته که روز تولدت ، همه بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ...

خيلي سخته که غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني

beeAndFlower.jpg

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 14:33  توسط مهراور | 

عشق همچو نفس کشیدن

در عشق، ابهامي وجود ندارد ـ

    ابهام، در ماست.

    نه تشريفاتي در عشق هست و نه فرضياتي فلسفي.

    عشق، رهيافتي ساده و مستقيم به زندگي ست.

    كلمه ي ساده و بي پيرايه ي عشق.

    معجزه اي را در خود نهفته دارد.

    مهم نيست كه به چه كسي عشق مي ورزي،

    متعلق عشق موضوعيت ندارد.

    آنچه مهم است اين است كه

    بيست و چهار ساعت روزت را عاشقانه سپري كني،

    همان طور كه در بيست و چهار ساعت روزهايت،

    بي استثنا نفس مي كشي.

    نفس كشيدن هدفي را دنبال نمي كند،

    عشق نيز خواهان چيزي جز خود نيست.

    اگر با دوستي هستي، نفس مي كشي.

    اگر در كنار درختي نشسته اي، نفس مي كشي.

    اگر در اب شنا مي كني، نفس مي كشي.

    يعني هر كاري كه مي كني،

    با نفس كشيدن همراه است.

    عشق نيز بايد همين ويژگي را داشته باشد،

    يعني بايد هسته ي مركزي همه ي كارهاي تو باشد.

    عشق بايد طبيعي باشد، مثل نفس كشيدن.

    در واقع، عشق همان نسبتي را با روح دارد كه  نفس كشيدن با جسم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آذر 1385ساعت 17:8  توسط مهراور |