تبليغاتX
بگذار و بگذر

دارم میرم

 

یک جا خوندم:

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده . براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه. براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

ولی من بخاطر تو غرورم رو  اشک چشمانم رو گذاشتم، خار شدم، پیمان بستم و آن را نگسستم

حاضرم از جونم هم بگذرم تا تو تندرست بمونی

به فکرت و با یاد خاطراتمون دل خوش هستم

خودت میدونی که با یاد تو تمام لحظه های زندگیم رو سپری میکنم

با اینکه به تلفن  و اس ام اس هام جواب نمیدادی، ولی باز هم بودم.

دوستت می دارم، تا زنده ام.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 21:56  توسط مهراور | 

کاشکی اینقدر وجودش رو داشتی و زود تر جواب نامه من رو میدادی و نمیگذاشتی این همه زجر و فکر خیال رو تحمل کنم...

68.jpg

                                            هیچ وقت دل به کسی نبند،

        چون این دنیا اونقدر کوچیکه که توش دو تا دل کنار هم جا نمیشه

 اگر هم دل بستی هیچ وقت ازش جدا نشو چون این دنیا اونقدر بزرگه که دیگه

                                        پیداش نمی کنی ...

Darya.jpg

دریا را بدون فکر کردن به تو دوست دارم.

به خاطر خودش که عشق ابدی من بود و هنوز هم هست و خواهد ماند.

اثر عشقت نیز  بر روی  قلبم می ماند،

چون زخم عمیقی که از آن بر رویش حک شده،

 تا وقت مردنم می ماند.

و دیگر از واژه «همیشه» متنفرم...

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 1:35  توسط مهراور |