![]() |
![]() |
|
|
و این چنین شد که من با تو آشنا شدم.
با يک نوشته دوستی آغاز شد با چند جمله در آشنايی باز شد بدون ديدن چهره و سيرت چگونه دل من عاشق و شيدا شد در قفل زده ی قلب من گو با چه کليدی باز شد او که بود که دل من از صدای او هويدا شد ره نرفته ی عشق بود که با آمدن او سير دلها شد از شور و تاب عشق بود که دلم از قفس چو پرنده آزاد شد غنچه ی نو شکفته ی عشق چو گل نرگس شکوفا شد دل سرد و ابری ما با وجود او سبز و بهارا شد شاد باد روز عشاق |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384ساعت 19:23 توسط مهراور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|