تبليغاتX
بگذار و بگذر

خوش بحال روزگار

Join Gevo Group

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

شاخه‌های شسته، باران خورده پاک

آسمان آبی و ابر سپید

برگ‌های سبز بید

عطر نرگس، رقص باد

نغمه شوق پرستوهای شاد

خلوت گرم کبوترهای مست

نرم نرمک می‌رسد اینک بهار

خوش به حال روزگار ...

خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها

خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها

خوش به حال غنچه‌های نیمه باز

خوش به حال دختر میخک که میخندد به ناز

خوش به حال جام لبریز از شراب

خوش به حال آفتاب؛

ای دل من، گرچه در این روزگار

جامه رنگین نمی‌پوشی به کام

باده رنگین نمی‌بینی به جام

نقل و سبزه در میان سفره نیست

جامت از آن می که می‌باید تهی است

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

هفت رنگش میشود هفتاد رنگ ...


         فريدون مشيري


+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 17:13  توسط مهراور | 

http://alvalentine.files..wordpress.com/2008/04/thinking-pic.jpg

فکر کن ......


تا حالا عادت داشتید اشیاء بی مصرف رو انبار کنید؟ و فکر کنید یه روزی – کی میدونه چه وقت – شاید به دردتون بخوره؟


تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنین و به خاطر اینکه فکر می کنید در آینده شاید بهش محتاج بشین، خرجش نکنید؟


تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چیزای دیگه رو که حتی یکبار هم از اونا استفاده نکردین، انبار کنید؟

درون خودت چی؟ تا حالا شده که خاطره ی سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چیزای دیگه رو به خاطر بسپاری؟


دیگه نکن! تو داری بر خلاف مسیر کایابی خودت حرکت می کنی!

باید جا باز کنی ... ، یه فضای خالی تا اجازه بده چیزای تازه به زندگیت وارد بشه.


باید خودتو از شر چیزای بی مصرفی که در تو و زندگیت هستن خلاص کنی تا کامیابی به زندگیت وارد بشه.


قدرت این تهی بودن در اینه که هر چی که آرزوش رو داشتی ، جذب می کنه.


تا وقتی که در جسم و روح خودت احساسات بی فایده رو نگهداری، نمی تونی جای خالی برای موقعیت های تازه بوجود بیاری.

خوبیها باید در چرخش باشن ....


کشوها، قفسه ها، اتاق کار و گاراژ رو تمیز کن.

هر چیزی رو که دیگه لازم نداری بنداز دور ...


میل به نگهداشتن چیزای بی مصرف، زندگی رو پر پیچ و تاب می کنه.

این اشیاء نیستن که چرخ زندگی تو رو به حرکت در میارن ....

به جای نگهداشتن ...


وقتی انبار می کنیم، احتمال خواستن رو تصور می کنیم ، احتمال تنگدستی رو ....


فکر می کنیم که فردا شاید لازم بشن و نمی تونیم دوباره اونا رو فراهم کنیم ...


با این فکر تو دو تا پیغام به مغزت و زندگیت می فرستی :

که به فردا اعتماد نداری ...

و اینکه تو شایسته چیزای خوب و تازه نیستی

به همین دلیل با انبار کردن چیزای بی مصرف خودتو سر پا نگه می داری

برقص

چنانکه گویی کسی تو را نمی بیند

عشق بورز

چنانکه گویی هرگز آزرده نشده ای

بخوان

چنانکه گویی کسی تو را نمی شنود

زندگی کن

چنانکه گویی بهشت روی زمین است

خودت رو از قید هرچه رنگ و روشنایی باخته، برهان

بذار نو به زندگیت وارد بشه

و خودت ...

به همین دلیل بعد از خوندن این مطلب ... نگهش ندار ... به دیگران بده ....

امید که صلح و کامیابی برات به ارمغان بیاره

آمین

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 18:50  توسط مهراور | 

فرق عشق با ازدواج

Join Gevo Friend

شاگردی از استادش

پرسید: عشق چیست

استاد در جواب گفت: به گندم‌زار برو و پر خوشه‌ترین شاخه را بیاوراما در هنگام عبور از گندم‌زار، به یاد داشته باش كه نمی‌توانی به عقب برگردی تا خوشه‌ای بچینی .

شاگرد به گندم زار‌رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه آوردی؟

با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه‌های پرپشت‌تر می‌دیدم و به امید پیدا كردن پرپشت‌ترین، تا انتهای گندم‌زار رفتم.

استاد گفت: عشق یعنی همین ...

شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟

استاد به سخن آمد كه: به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش كه باز هم نمی‌توانی به عقب برگردی ...

شاگرد رفت و پس از مدت كوتاهی با درختی برگشت.

استاد پرسید كه شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را كه دیدم، انتخاب كردم. ترسیدم كه اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.

استاد باز گفت: ازدواج هم یعنی همین .

و این است فرق عشق و ازدواج ...


+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 14:56  توسط مهراور | 


http://www.gigaimage.com/images/iiqev9m6g4n8d74l26.jpg


عشقم نوروزت پیروز باد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 11:5  توسط مهراور | 

عاشقانه

امشب ورق بزن همه ی خاطرات را

بو کن به عشق من همه ی خاطرات را

بو کن ببین که گریه امانم نمی دهد

با من قدم بزن همه ی خاطرات را


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 23:14  توسط مهراور | 






+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1387ساعت 19:44  توسط مهراور | 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 12:24  توسط مهراور |