![]() |
![]() |
|
|
همه می پرسند چیست در زمزمه ی مبهم آب؟ چیست در همهمه ی دلکش برگ؟ چیست در بازی آن ابر سپید روی این آبی آرام بلند که تو را می برد این گونه به ژرفای خیال چیست در خلوت خاموش کبوتر ها؟ چیست در کوشش بی حاصل موج؟ چیست در خنده ی جام؟ که تو چندین ساعت مات و مبهوت به آن می نگری نه به ابر نه به آب نه به برگ نه به این آبی آرام بلند نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام نه به این خلوت خاموش کبوتر ها من به این جمله نمی اندیشم من مناجات درختان را هنگام سحر رقص عطر گل یخ را با باد نفس پاک شقایق را در سینه ی کوه صحبت چلچله ها را با صبح نبض پاینده هستی را، در گندم زار گردش رنگ و طراوت را در گونه گل همه را می شنوم، می بینم من به این جمله می اندیشم به تو می اندیشم ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم همه وقت همه جا من به هر حال که باشم به تو می اندیشم تو بدان این را تنها تو بدان تو بیا تو بمان با من تنها تو بمان جای مهتاب به تاریکی شب ها تو بتاب من فدای تو، به جای همه گل ها تو بخند اینک این من که به پای تو در افتادم باز ریسمانی کن از آن موی دراز تو بگیر تو ببند تو بخواه پاسخ چلچله ها را تو بگو قصه ی ابر هوا را تو بخوان تو بمان با من، تنها تو بمان ![]() ![]() ![]() با آرزوی سلامتی و موفقیت برای معین و معین دوستان فدای تو و بدرود
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم دی 1389ساعت 21:57 توسط مهراور |
|
|
ضربالمثلهای ملل
اسپانیولی دست سیاه را بیشتر با دستکش سفید پنهان میکنند. حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند. کسی که یک بار میدزدد، همیشه خواهد دزدید. اگر میخواهی زیاد عمر کنی، در جوانی پیر شو. آغاز درمان، تشخیص بیماری است. آزادی بها ندارد. انسان از هر مرضی که بترسد میمیرد. اگر میخواهی نیفتی، راه میانه گزین. اگر میخواهی شناخته شوی، حرف بزن. از دعوای بزرگ، دوستی بزرگ آفریده میشود. آب دریا را از هر کجایش بخوری، شور است. از کسی نترس که با چاقوی خود، دست خویش را میبرد. آن مرغی بد است که غذایش را در خانه میخورد و تخمش را در خارج از خانه میگذارد.
عربی معلوماتی که در کودکی فرا گرفته میشود، مانند نقش در سنگ پایدار میماند. اگر مدت چهار روز با مردم به سر بری یا مانند آنها میشوی یا آنها را ترک میکنی. قول مانند تیر است همین که پرتاب شد هیچ وقت به کمان بر نمیگردد. اگر خواستی کسی را سعادتمند کنی، ثروت او را زیاد نکن، بکوش تا خواستههای او را کم کنی. آنکه تندرستی دارد، امید دارد و آن که امید دارد همه چیز دارد. قدر دو چیز فقط موقعی دانسته میشود که از دست میدهیم. تندرستی و جوانی.
اسکاتلندی عشق را دنبال کنی، از تو فرار خواهد کرد، از عشق فرار کنی، تعقیبت خواهد کرد. تمام قوانین عادلانه نیست. بر عیوب و تقصیرهای جزیی دیگران چشمک نزنید، زیرا خود شما عیبهای بزرگ دارید. به دشمنت نگو پایت چه وقت به خواب میرود. برای زنده همیشه زندگی هست. برنج و آویشن هر دو در یک باغ رشد و نمو میکنند. به فرزندی که پدرش را به دار آویختهاند از طناب سخن نگویید. با باد بیا و با آب برو. سیاهی، رنگ دیگر نمیپذیرد. سرمای یک ساعته، گرمای هفتاد ساله را نابود میکند. عصای کج، سایه کج میاندازد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام مهر 1389ساعت 19:45 توسط مهراور |
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 20:18 توسط مهراور |
|
|
با توجه به این موضوع یاد دوست نیکی افتادم که شاید با بیانش کمی سبک تر شوم.
دوستی بود که همیشه حرفهایش پر از چاخان بود ولی ابشون از حد علاقه
زیاد طرف مقابلش اینقدر سوء استفاده میکرد ، ناگفتنی!
خالا این متن مرا به یاد این آدم انداخت: «خدا کنه بتوان از یادش برد»
چگونه خاطرههای بد را از یاد ببریم؟ در تحقیقی که در دانشگاه کلورادو انجام گرفت، مشخص شد که افراد میتوانند توانایی سرکوب خاطرات احساسی را در خود ایجاد کنند. این تحقیق فعالیت مغز را در افراد تحت آزمایش که برای سرکوب خاطرات مربوط به تصاویر منفی تعلیم دیده بودند، میسنجید و دو مکانیزم را در قسمت جلو مغز نشان داد. این تحقیق میتواند به متخصصین بالینی کمک کند روشهای درمانی جدیدی برای آنها که قادر به سرکوب خاطرات ناراحت کننده خود نیستند و با بیماریهای اختلالات استرس، ترس مفرط، افسردگی، اضطراب، و سندرم وسواس در ارتباط است، ابداع کنند. محقق این تحقیق میگوید، ما در این تحقیق نشان میدهیم که افراد میتوانند با تمرین برخی خاطرات خود را در یک زمان خاص سرکوب کنند. ما تصور میکنیم، به مکانیزمهای عصبی آن دست یافتهایم و امیدواریم که این یافتههای جدید و تحقیقات آتی، به رویکردهای درمانی دارویی جدیدی در درمان انواع مختلفی از اختلالات احساسی ختم شود. طی مرحله تمرینی این تحقیق، از شرکت کنندهها خواسته شد ٤٠ جفت مختلف تصویر را به ذهن بسپارند که هر جفت از یک صورت انسانی و یک تصویر اخلالگر مثل یک تصادف اتومبیل، یک سرباز زخمی، یک صحنه قتل وحشیانه، یا صندلی الکتریکی ساخته شده بود. بعد از به خاطر سپاری هر جفت، از شرکت کنندهها خواسته میشد به طریقی خاص به عکسها نگاه کنند و از آنها MRI گرفته میشد. او میگوید، فقط تصاویر صورتهای انسانی به آنها نشان داده میشد و این خودشان بودند که میتوانستند تصمیم بگیرند به تصویر اخلالگر فکر کنند یا نکنند. اسکنهای مغزی گرفته شده طی این تحقیق نشان دهنده هماهنگی سرکوب حافظهای بود که در قشر جلویی مغز ایجاد میشود. تیم تحقیق کشف کرده است که دو قسمت خاص از قشر جلویی مغز، هیپوکامپ و آمیگدالا، که در یادآوریهای تصویری رمزگذازی حافظه و بازیابی، و بازده احساسی دخیل هستند، در کنار هم برای سرکوبی خاطرات کار میکنند. این نتایج نشان میدهد که سرکوبی خاطرات، حداقل در افراد غیر روانپزشکی، تحت کنترل بخش جلویی مغز، اتفاق میافتد. این تحقیق نشان داده است که شرکت کنندهها روی خاطرات احساسی خود خوب تسلط داشتهاند و با بستن یک قسمت خاص از آن خاطرات، کاملاً میتوانستند پروسه بازیابی برخی خاطرات خاص را متوقف کنند. محققان تصور میکنند که سرکوب کردن خاطرات میتواند یک ویژگی کاملاً مثبت باشد. خاطر نشان میکنند که، مشخص نیست که یک خاطره احساسی بسیار آسیبزا مثل یک تصادف شدید، تا چه حد خود را در مغز انسان نشان میدهد. مواردی هم وجود دارد که ممکن است فرد برای سرکوب کردن یک خاطره خاص، نیاز به هزاران بار تمرین دارد. بحث خاطرات سرکوفته که روانشناس معروف دکتر سیگموند فروید نیز روی آن کار کرده است، بحثی بسیار جدال انگیز است. امروزه بحث زیادی در این مورد وجود دارد که آیا میتوان خاطرات سرکونثی شده استفاده کنیم یامسئله دراین زمینه این است که افراد مکانیزمهای عصبی مشخصی دارند که به دانشمندان این امکان را میدهد رویکردهای درمانی دارویی جدیدی برای آن دسته از افرادی که از احتلالات احساسی رنج میبرند، کشف کنند. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم تیر 1389ساعت 17:24 توسط مهراور |
|
|
وقتی سراپا "گوش" میشویم
دانشمندان کانادایی میگویند که حس لامسه میتواند به افزایش کارکرد حس شنوایی کمک کند. پژوهشی جدید در دانشگاه بریتیش کلمبیای شهر ونکوور، نشان داد که اگر شنونده جریان هوای ناشی از باز دم سخنان گوینده را برروی پوست خود دریافت کند، میتواند بهتر بشنود. تا امروز تمامی تمرکز دانشمندان بر نشانههای تصویری و صوتی کلام گوینده متمرکز بوده است. نتایج این پژوهش میتواند برای مخترعان روشهای جدید کمک به ناشنوایان مفید واقع شود. پژوهشگران هجاهایی نظیر "پا" یا "با" که بیشتر از حلق گوینده ادا میشود و نمیتوان آنها را از روی لب خوانی به خوبی شناسایی کرد، مورد آزمایش قرار دادهاند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که اگر جریان بازدم ناشی از این هجاها بر پشت دست شنونده یا پشت گردن او احساس شود، میتواند به دریافت درستتری بیانجامد. دریافت حس پوستی حروف "بی صدا" ممکن است به کسانی که مشکل شنوایی دارند کمک کند تا آنها این حروف را نظیر حروف "با صدا" ازهمدیگر تمیز دهند و بدین ترتیب همراه با دریافت نشانههای تصویری و صوتی گوینده، به ادراک کاملتری دست یابند. دکتر برایان گیک و همکارانش هم اکنون در پی این هستند که از نتایج این پژوهش در ساخت ابزارهای جدید کمک به شنوایی استفاده کنند. دکتر رالف هلم، مدیر مرکز تحقیقات ناشنوایی و کم شنوایی میگوید: "برخورداری از نشانههای تصویری و لب خوانی سودمندترین روش حاضر برای کمک به کسانی است که مشکل شنوایی دارند. هر چند برخی حروف باصدا نظیر"ب"،"پ"،"ت" و "د" شکل واحد و یکسانی بر لب به وجود میآورند که ادراک آنها را تنها با اتکا به لب خوانی مشکل میکند." بدین ترتیب ممکن است در آینده ابزاری ابداع شود که مانند سمعک بتواند با بازسازی دم و بازدمهای ویژه هر حرف و هجا، به کسانی که مشکل شنوایی دارند کمک کند تا دریافت کاملی از سخنان گوینده داشته باشند. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و چهارم خرداد 1389ساعت 14:6 توسط مهراور |
|
|
پیدایش موسیقی واقعیت
آن است که هیچکس نسبت به کیفیت و چگونگی موسیقی اولیه انسان آگاهی کامل
ندارد. درحقیقت حتی ما بدرستی نمیدانیم که مثلا" ارکستر زمان باخ با چه
کیفیتی ساز میزده است. اما
بسیاری از محققین موسیقی در این موضوع اشتراک نظر دارند که بشر اولیه ریتم
را از حرکات بدن و طبیعت و ملودی را از تغییرات صدای خود و یا محیط کشف
کرده است. پس
از کشف این دو موضوع، انسان اولیه از آنها بعنوان ابزاری برای سحر و جادو
استفاده میکرد. بتدریج بشر توانست اولین الگوی ریتمیک را شناسایی کند که
همان میزانهای دو ضربی با حالت مارش بود. این الگویی بود که از راه رفتن
اقتباس شده بود و کمی بعد الگوی پیچیدهتری؛ بنام سه ضربی که همان والس
است، بکار برده شد. بتدریج
شناخت بشر نسبت به ملودی نیز بیشتر شد. او فهمید که اگر در يك قطعه
موسیقین، تی را تکرار کند؛ در واقع به آن اهمیت داده است و به نوعی حالت
مرکزیت موسیقی را پیدا میکند. او یاد گرفت که نتهای بالاتر به خاطر
فشاری که هنگام خواندن به خواننده وارد میکنند، تاثیر گذارتر هستند تا
نتهای بم، همچنین یاد گرفت که برخیپرشهای ملودی (فاصلهها) به گوش
خوشایند و برخی ناخوشایند هستند. آنچه از موسیقی یونانی به دست ما رسیده است آن قدر ناچیز است که نمیتوان چگونگی آن را به درستی مشخص کرد. يونانيها موسيقي پيچيدهاي داشتند كه با پهلوي هم گذاشتن ريتمهاي مختلف كه كمي شبيه گامهاي امروزي بودند، ساخته شده بود. بعد
از يونانيها و روميها (كه همان موسيقي يوناني را تقليد كردهاند)، اولين
كليساهاي مسيحي، از مهمترين عوامل پيشرفت هنر موسيقي قلمداد شدهاند. "سنت آمبروز" و "سنت گرگوري"، نوع خاصي از موسيقي را آغاز كردند كه به نام "سرود ساده" معروف است. اين،
يك نوع آوازي بود كه دسته جمعي ميخواندند و آهنگها به سبك يوناني تنظيم
شده بود. كشيشهاي كليسا نيز طرز تصنيف موسيقي را فرا گرفتند و رواج دادند
و روش جديد و امروزي نگارش موسيقي نيز از همين روش آنها پديد آمده است. یونانیان
معتقد بودند، موسیقی حاوی کیفیتی اخلاقی است؛ این اعتقاد، احتمالا بدان
معنی است که آنان از انواع گوناگون موسیقی حالات و مفاهیم ویژهای را مراد
میکردند. آنها
دستگاههای زیادی را میشناختند (در حدود شصت مد داشتند) که آهنگ و ترتیب
فواصل متفاوتی داشته است. و هر دستگاه کیفیتی داشته که احساس ویژهای را
تداعی میکرده است. از نظر کیفی، موسیقی یونانی بیشتر شبیه به موسیقی شرقی بود. (به همين دليل است كه ما شرقيها از شنيدن موسيقي يوناني لذت ميبريم) از
سازهای فلوت، چنگ (بربط)، شیپور و سازهای مختلف ضربی استفاده میکردند.
گاه نوازنده فلوت با کفشهای چوبی در جلو نوازندگان میایستاد و ضربآهنگ
را حفظ میکرد. فلسفه فیثاغورثیان هم در پیشرفت موسیقی یونانیان در رابطه با فواصل هارمونی و گام فیثاغورثی کمک شایانی میکند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 12:50 توسط مهراور |
|
|
وقتی سراپا "گوش" میشویم
دانشمندان کانادایی میگویند که حس لامسه میتواند به افزایش کارکرد حس شنوایی کمک کند. پژوهشی جدید در دانشگاه بریتیش کلمبیای شهر ونکوور، نشان داد که اگر شنونده جریان هوای ناشی از باز دم سخنان گوینده را برروی پوست خود دریافت کند، میتواند بهتر بشنود. تا امروز تمامی تمرکز دانشمندان بر نشانههای تصویری و صوتی کلام گوینده متمرکز بوده است. نتایج این پژوهش میتواند برای مخترعان روشهای جدید کمک به ناشنوایان مفید واقع شود. پژوهشگران هجاهایی نظیر "پا" یا "با" که بیشتر از حلق گوینده ادا میشود و نمیتوان آنها را از روی لب خوانی به خوبی شناسایی کرد، مورد آزمایش قرار دادهاند. آنها به این نتیجه رسیدهاند که اگر جریان بازدم ناشی از این هجاها بر پشت دست شنونده یا پشت گردن او احساس شود، میتواند به دریافت درستتری بیانجامد. دریافت حس پوستی حروف "بی صدا" ممکن است به کسانی که مشکل شنوایی دارند کمک کند تا آنها این حروف را نظیر حروف "با صدا" ازهمدیگر تمیز دهند و بدین ترتیب همراه با دریافت نشانههای تصویری و صوتی گوینده، به ادراک کاملتری دست یابند. دکتر برایان گیک و همکارانش هم اکنون در پی این هستند که از نتایج این پژوهش در ساخت ابزارهای جدید کمک به شنوایی استفاده کنند. دکتر رالف هلم، مدیر مرکز تحقیقات ناشنوایی و کم شنوایی میگوید: "برخورداری از نشانههای تصویری و لب خوانی سودمندترین روش حاضر برای کمک به کسانی است که مشکل شنوایی دارند. هر چند برخی حروف باصدا نظیر"ب"،"پ"،"ت" و "د" شکل واحد و یکسانی بر لب به وجود میآورند که ادراک آنها را تنها با اتکا به لب خوانی مشکل میکند." بدین ترتیب ممکن است در آینده ابزاری ابداع شود که مانند سمعک بتواند با بازسازی دم و بازدمهای ویژه هر حرف و هجا، به کسانی که مشکل شنوایی دارند کمک کند تا دریافت کاملی از سخنان گوینده داشته باشند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 12:39 توسط مهراور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|